خویش را باور کن


                                                          خویش را باور کن

هیچ کس جز تو نخواهد آمد

هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعله روشن این خانه تو باید باشی

هیچکس چون تو نخواهد تابید

چشمه جاری این دشت تو باید باشی

هیچکس چون تو نخواهد جوشید

سرو ازاده این باغ تو باید باشی

هیچ کس چون تو نخواهد رویید

باز کن پنجره صبح امده است

در این خانه رخوت بگشای

باز هم منتظری؟

هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی گوید برخیز

که صبح است،بهار امده است

خانه خلوت تر از آن است که می پنداری

سایه سنگین تر از آن است که می پنداری

داغ،دیرین تر از آن است که می پنداری

باغ،غمگین تر از آن است که می پنداری

ریشه ها می گویند

ما تواناتر از آنیم که می پنداری

۵/۵ - (۳ امتیاز)

خویش را باور کن|سایت رسمی محمد جانبلاغی  دوستان زیادی از مطالعه مطالب زیر استقبال کرده اند  خویش را باور کن|سایت رسمی محمد جانبلاغی


کنترل راه حل نیست بلکه خود مشکل است

تو همانی که خودت باور داری

عبور از همان جاده قدیمی

چرا آدم ها دنیا را متفاوت می بینند؟

دیدگاهتان را بنویسید

ارسال دیدگاه ها فقط برای عزیزانی که عضو سایت هستند امکان پذیر است. عضویت در سایت | ورود به سایت